عکسهای امیر حسین1
انقد که شیطونی کردم داداش سجاد(پسرخاله جون)از جالباسی آویزونم کرد
همه اسباب بازیامو ریختم بیرونو خودم رفتم تو سبدشون ببینم اون تو چه حسی دارن

رفته بودیم روئین، عمو علیرضا منو گذاشت اون بالا دیگه پایین نمیومدم.آخرشم بهم کلک زدن ک راضی شدم بیام پایین

رفتیم استخر پرورش ماهی روئین،ماهی بخریم

خونه مامان بزرگم.تنهایی مشغول بازیم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عکسهای امیر حسین1
